عبد الله احمديه

146

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

باقى بود ولى حالات ديگر طبيعى به نظر مىآمد . بيمار در معاينه نقاط مختلف شكم هيچ‌گونه دردى احساس نمىكرد . احتياطا داروهاى ديگرى مانند تخم كتان ، كافشه ، خاكشير و نيز ريشه ايرسا ، بابونه ، رازيانه و زنيان برايش نوشتم . گفتم گهگاهى از تنقيه استفاده كند و چون خوب شده است فقط بايد اقدام به تقويت مزاج و روده‌هايش نمايد . با استفاده از اين داروها حال بيمار به كلى خوب شده بود و نيازى به مراجعه نبود . چهار سال بدين‌ترتيب گذشت تا آنكه دوباره به علت عدم رعايت رژيم غذائى و داروئى به زخم معده و خونريزى دچار شد . در ضمن معالجه مرا هم به عيادتش بردند . چون دچار ضعف زياد بود آقاى پرفسور عدل اقدام به عمل جراحى ننمود و مقرر شد به همان روش داروئى ادامه درمان دهد . توصيه اينست كه اين‌گونه بيماران بايد همواره رعايت نوع غذا را بنمايند . * * * * بيمار نهم در تاريخ 8 / 12 / 1330 آقاى عباس الف . 45 ساله بازرگان ساكن خيابان اميريه - مغز السلطان به مطب رجوع نمود . به‌طورىكه اظهار مىكرد . پدرش به زخم معده دچار بود . از بيمارى مادر اطلاعى نداشت . خود او در كودكى به بيمارى نوبه مبتلاء و در 17 سال قبل به ذات الريه گرفتار شده بود . در 15 سال پيش دملى در اطراف نشيمنگاه او بروز كرد كه سرانجام « فيستوليزه » شد . در 12 سال قبل اقدام به عمل آپانديس نمود ، و بالاخره حدود 5 سال است كه از ناراحتى معده شاكى مىباشد . در عرض اين مدت معالجات زيادى نزد بسيارى از پزشكان معروف نمود . عكسها گرفت و معاينات گوناگون شد . مورد غير عادى در او مشاهده نگرديد . فقط گفته شد كه عكس نشان مىدهد مجراى معده تنگ شده و غذا به درستى از آن نمىگذرد . تنها چاره را عمل جراحى دانستند و جز آن راه ديگرى نيافتند . بيمار به من متذكر شد كه بعد از مدتى رفته‌رفته نفخ شكم زياد گرديد . غذا رد نمىشد . به همين علت مجبور بود همه‌روزه و يا يك روز در ميان استفراغ نمايد . در موقع استفراغ ابتداء درد شديدى مىگرفت بعد قى مىكرد و آنگاه درد ساكت